استفاده از هوش مصنوعی برای تسهیل اجماع در مذاکرات؛ تجربه استارتآپ Complex Chaos در آمادهسازی نمایندگان آفریقایی برای نشستهای اقلیمی
در شرایطی که دموکراسی و فرایندهای تصمیمگیری جمعی با چالشهای جدی روبهرو هستند، یک استارتآپ نوپا امیدوار است نشان دهد که هوش مصنوعی میتواند نقش سازندهای در تسهیل توافقها و کاهش اصطکاک میان طرفها ایفا کند. Complex Chaos، بهرهبری تامی لورش (Tommy Lorsch) و مایا بن درور (Maya Ben Dror)، ابزارهایی را توسعه میدهد که هدفشان کوتاهتر کردن زمان رسیدن گروهها به اجماع و افزایش کیفیت همکاری میان نمایندگان است.
چالش تسهیلگری و نقش هوش مصنوعی
تسهیلگری فرایندی تخصصی است که معمولاً توسط میانجیها یا تسهیلگران آموزشدیده انجام میشود و نیازمند زمان، هماهنگی و حضور همزمان اعضا است؛ مسألهای که در مذاکرات بینالمللی، جلسات توزیعشده یا تیمهای چندمنطقهای پیچیدهتر میشود. لورش اشاره میکند که بسیاری از ابزارهای موجود تنها بر همکاری دیجیتال (مانند Slack یا Google Docs) تمرکز دارند، در حالی که «تسهیل همکاری برای رسیدن به توافق» حوزهای متفاوت و کمتر خودکارشده است.
آزمون در مذاکرات اقلیمی و ابزارهای مورد استفاده
Complex Chaos ابزار خود را در آمادهسازی نمایندگان جوان از نه کشور آفریقایی برای مذاکرات مرتبط با تغییر اقلیم در پردیس سازمان ملل در بن، آلمان، آزمایش کرده است. این پلتفرم از مدلهای زبانی پیشرفته بهره میبرد؛ از جمله «Habermas Machine» که توسط گوگل توسعه یافته و عمداً برای تولید بیانیههای اجماعی طراحی شده است — بهطوری که دیدگاههای اکثریت و اقلیت هر دو احساس نمایندگی کنند — و همچنین از ChatGPT شرکت OpenAI برای تولید سوالات، تعیین اهداف گفتگوها و خلاصهسازی اسناد طولانی استفاده میکند.
نتایج آزمون و بازخورد شرکتکنندگان
بهگزارش Complex Chaos، در این آزمایش شرکتکنندگان تا 60 درصد کاهش زمان هماهنگی برای رسیدن به دیدگاه مشترک را گزارش کردند و 91 درصد از نمایندگان اعلام کردند که ابزار هوش مصنوعی به آنها دیدگاههایی نشان داده که در غیر این صورت ممکن بود از دست برود. هدف نهایی، کمک به تشکیل بلوکهای متحد در مذاکرات قبل از ورود به گفتوگوهای بزرگتر است تا از توقفهای مکرر و بازگشت برای بازچینی مواضع جلوگیری شود؛ پدیدهای که بن درور آن را یکی از منابع اصلی اصطکاک در میزهای مذاکره میداند.
کاربردهای فراتر از مذاکرات بینالمللی
علاوه بر کاربرد در عرصه سیاست جهانی و مذاکرات اقلیمی، Complex Chaos ابزار خود را به شرکتها، بهویژه شرکتهای فناوری و مشاوران بزرگ، نیز پیشنهاد میدهد. لورش به روند برنامهریزی استراتژیک سالانه شرکتها اشاره میکند که معمولاً نیازمند ماهها مذاکره بین تیمها و زونهای زمانی مختلف است و معتقد است هوش مصنوعی میتواند این فرایندها را کارآمدتر و کوتاهتر کند.
پیامدها و آینده
تجربه Complex Chaos نشان میدهد که هوش مصنوعی میتواند نقش فعالی در تسهیل همکاریهای جمعی داشته باشد؛ نه بهعنوان جایگزینی برای انسانها، بلکه بهعنوان ابزاری برای تقویت توانایی گروهها در درک دیدگاههای متنوع و یافتن زمینۀ مشترک. در زمینههایی مانند تغییر اقلیم و چالشهای جهانی دیگر، کوتاهتر شدن و بهینهشدن فرایندهای تصمیمگیری میتواند به اتخاذ سریعتر و مؤثرتر سیاستها منتهی شود.
در نهایت، این نمونه نشان میدهد که تمرکز بر توسعه ابزارهای هوش مصنوعی با هدف «تسهیل اجماع» میتواند مکمل ابزارهای همکاری متداول باشد و ظرفیتهای جدیدی برای حل مسائل پیچیده جمعی ایجاد کند.
