پیشنهاد سام آلتمن برای اختصاص ۵٪ سهام اوپنایآی به «صندوق ثروت ملی آمریکا»
روز پنجشنبه، نشریه فایننشال تایمز به نقل از «دو منبع آگاه» گزارش داد که سام آلتمن، مدیرعامل اوپنایآی، پیشنهاد کرده است پنج درصد از سهام شرکت به یک صندوق ثروت ملی آمریکا واگذار شود. براساس این طرح اولیه، از دیگر شرکتهای فعال در حوزه هوش مصنوعی نیز خواسته میشود سهامی مشابه را اهدا کنند؛ اقدامی که هدف آن بهبود روابط با دولت و کاهش فشارهای سیاسی عنوان شده است. با این حال، جزئیات عملیاتی این پیشنهاد هنوز نامشخص است و پیگیری آن به تصویب احتمالی کنگره نیاز خواهد داشت که مسیر را پیچیدهتر میکند.
زمینه و سابقه پیشنهاد
بحث درباره ساختن سازوکارهای عمومی برای بهرهبرداری از منافع اقتصادی هوش مصنوعی پیشتر نیز مطرح شده است. در ماههای گذشته، گزارشهایی از گفتوگوهای اولیه میان مقامات اجرایی و مدیران شرکتهای فناوری منتشر شد و حتی رئیسجمهور سابق آمریکا نیز از «ایدههایی برای مشارکت عمومی در منافع شرکتها» سخن گفته بود. اوپنایآی نیز در سند سیاستی خود با عنوان «سیاست صنعتی برای عصر هوش مصنوعی» که در آوریل منتشر شد، بهطور مشخص پیشنهاد تشکیل یک صندوق ثروت عمومی را مطرح کرد که بتواند مستقیماً در آزمایشگاهها و شرکتهای فعال در حوزه هوش مصنوعی سرمایهگذاری کند.
هدف پیشنهادی: مشارکت شهروندان در منافع رشد هوش مصنوعی
طرح اوپنایآی و حامیان ایده صندوق ثروت ملی استدلال میکنند که درآمدهای ناشی از رشد هوش مصنوعی میتواند بهصورت مستقیم بین شهروندان توزیع شود تا افراد بیشتری، فارغ از سطح ثروت اولیه، در مزایای اقتصادی این فناوری شریک شوند. به گفته سند اوپنایآی، بازدهی این صندوق میتواند بهطور مستقیم به مردم پرداخت شود و بدین ترتیب شمول اقتصادی افزایش یابد.
پیشنهاد رادیکالتر سناتور سندرز
در مقابل، نسخهای تهاجمیتر از این ایده را سناتور برنی سندرز در ژوئن ارائه کرد: لایحهای موسوم به «قانون صندوق ثروت ملی آمریکایی هوش مصنوعی» که خواستار اعمال مالیات یکباره ۵۰ درصدی بر سهام شرکتهای فعال در هوش مصنوعی است. بر اساس این لایحه، سهام جمعآوریشده به صندوق عمومی منتقل میشود و قانون برای «شرکتهای دارای اهمیت سیستمی» اجرا خواهد شد؛ تعریفی که مراکز داده، زیرساختها یا شرکتهای روباتیک را نیز شامل میشود. این پیشنهاد همچنین اجازه میدهد شرکتهایی که هوش مصنوعی تنها بخش کوچکی از کسبوکارشان است، بخشهای غیرهوشمصنوعی را جدا کنند تا از مالیات معاف شوند. این لایحه هنوز به کمیتهای در کنگره ارجاع نشده است.
مسائل حقوقی، اجرایی و سیاستی
چند مانع مهم در مسیر تحقق چنین طرحهایی وجود دارد: تعیین ارزش سهام و نحوه انتقال آن، الزام به تصویب از سوی سهامداران یا کنگره، پیامدهای مالیاتی و حقوقی، و نحوه اداره صندوق (حاکمیت، شفافیت و توزیع بازده). علاوه بر این، شرکتهای بزرگ تکنولوژی که هوش مصنوعی تنها بخشی از کسبوکارشان است ممکن است برای کاهش بار مالیاتی یا حفظ کنترل، ساختار سازمانی خود را تغییر دهند یا داراییها را جدا کنند. پیامدهای سیاستی ــ از جمله نگرانیهای امنیتی، رقابتی و تأثیر بر نوآوری ــ نیز باید در تصمیمگیری لحاظ شود.
پیامدها برای اکوسیستم هوش مصنوعی
اگر این ایده به شکل عملیاتی و قانونی اجرا شود، میتواند چارچوب جدیدی برای تقسیم منافع فناوریهای نوظهور بین بخش خصوصی و عموم مردم ایجاد کند. این رویکرد ممکن است همراه با مزایایی مانند افزایش پذیرش عمومی فناوری و کاهش تنشهای سیاسی باشد، اما از سوی دیگر ریسکهایی مانند تضعیف انگیزه سرمایهگذاری خصوصی یا پیچیدگیهای نظارتی را نیز بههمراه دارد.
جمعبندی
پیشنهاد سام آلتمن برای تخصیص پنج درصد از سهام اوپنایآی به یک صندوق ثروت ملی، نشاندهنده گسترش مباحث عمومی درباره چگونگی توزیع منافع اقتصادی هوش مصنوعی است. با این حال، تا زمانی که جزئیات قانونی و عملیاتی مشخص نشود و حمایت کنگره یا نهادهای مرتبط جلب نگردد، این ایده در حد یک بحث راهبردی باقی خواهد ماند. پیگیری واکنش سایر شرکتها، تصمیمات قانونگذاران و متن نهایی هر طرح قانونی، معیاری کلیدی برای ارزیابی سرنوشت چنین پیشنهادی خواهد بود.
