OpenAI با برگزاری نخستین «سفر برند اینفلوئنسر» خود با نام Summer Club در ایالت نیویورک، موجی از واکنشهای منفی در شبکههای اجتماعی بهراه انداخت. در این رویداد که آخر هفته گذشته برگزار شد، تعدادی از تولیدکنندگان محتوا دعوت شدند تا در یک اقامتگاه لوکس شرکت کنند؛ برنامههایی شامل شامهای محلی (farm-to-table)، فعالیتهای سلامت و طبیعتگردی مانند زنبورداری، کارگاههای نقاشی و کلاسهایی برای آموزش نحوه استفاده بهتر از محصولات OpenAI برگزار شد.
طبق ویدئوها و پستهایی که شرکتکنندگان منتشر کردند، برخی از خالقان محتوا درباره ساخت وبسایتها، کارگاههای نقاشی و تجربههای روزمرهشان صحبت کردند، اما بخش قابلتوجهی از کامنتها انتقادی و حتی تند بود. برخی کاربران از جمله به کنایه نوشتند که این اینفلوئنسرها «روزشان را فروختهاند» برای یک اقامتگاه لوکس، و دیگران خواستار توضیح درباره تناسب چنین سفری با اثرات زیستمحیطی مراکز داده وابسته به هوش مصنوعی شدند.
پاسخ OpenAI
درو پوزاتری، سخنگوی OpenAI، به رسانهها گفت که هدف این رویداد آموزشی بوده و شرکتکنندگان با ابزارهایی مثل نسخه جدید ChatGPT Work آشنا شدهاند—ابزاری که میتواند در تدوین اسناد و ارائهها به کاربران کمک کند. به گفته پوزاتری، هدف از دعوت این خالقان محتوا این بود که آنها تجربه عملی از ابزارها کسب کنند تا بتوانند روشهای کاربردی استفاده را به دنبالکنندگان خود نشان دهند. او همچنین بر ارزش گفتگوهای سازنده و نقش تولیدکنندگان محتوا در آشنایی عمومی با محصولات تاکید کرد.
دلایل واکنش منفی
انتقادها تنها متوجه لوکس بودن سفر نبود؛ زمانبندی و زمینههای سیاسی-اقتصادی نیز نقش داشت. گزارشها حاکی است OpenAI در آستانه توافق عظیمی برای احداث مرکز داده در اوهایو است که هزینهای بالغ بر ۵۰۰ میلیارد دلار را مطرح کردهاند، و همزمان قراردادهایی مانند یک قرارداد حدود ۲۰۰ میلیون دلاری با وزارت دفاع آمریکا، عامل افزایش حساسیتها شده است. بسیاری از کاربران و ناظران اشاره کردهاند که برگزاری رویدادهای پرزرقوبرق در دل طبیعت، همزمان با بحث گسترده درباره اثرات زیستمحیطی مراکز داده و پیامدهای اجتماعی-سیاسی هوش مصنوعی، پیامد منفی در افکار عمومی دارد.
سابقه و رقابت در استفاده از اینفلوئنسرها
OpenAI نخستین شرکتی نیست که برای معرفی محصولات هوش مصنوعی به سراغ اینفلوئنسرها رفته است. پیشتر گزارش شده Anthropic میزبان یک شام برند برای معرفی مدل Claude بوده و مایکروسافت نیز در مناسبتهایی مانند سوپربول از اینفلوئنسرها بهره برده است. در نمودی سازمانی، جذب چارلز پورچ بهعنوان معاون ارشد همکاریهای خلاق جهانی در OpenAI نیز به این امر اشاره دارد که شرکت قصد دارد ارتباط مستقیمتری با جوامع خلاق برقرار کند و از آنها بازخورد بگیرد.
بازتاب در میان اینفلوئنسرها
برخی از شرکتکنندگان پس از انتشار ویدئوها با موجی از نظرات منفی مواجه شدند؛ یکی از آنها ویدئوی مربوط به سفر را حذف کرد و دیگری در لینکدین نوشت که هرگز فکر نمیکرد انتشار پشتصحنه استفاده از فناوری OpenAI اینچنین بحثبرانگیز شود. نقدها عمدتاً بر ضرورت گفتگو درباره استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی، شفافیت در روابط تجاری و چگونگی بیان پیام این شرکتها متمرکز است.
نتیجه و چشمانداز
این رویداد نشان میدهد که شرکتهای فعال در حوزه هوش مصنوعی باید هنگام طراحی کمپینهای بازاریابی حساسیتهای اجتماعی، زیستمحیطی و سیاسی را به دقت در نظر بگیرند. استفاده از اینفلوئنسرها میتواند در جلب توجه عمومی موثر باشد، اما در عین حال نیازمند شفافیت، پاسخگویی و آمادگی برای پاسخ به انتقادات است. در فضای پرتلاطم کنونی، گفتوگو درباره مسئولیتپذیری توسعه و بهرهبرداری از هوش مصنوعی بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد.
