IBM در گزارشی رسمی، درآمد فصل اخیر خود را پایینتر از انتظارات والاستریت اعلام کرد؛ افتی که بازار سهام را به شدت متأثر کرد و نشان میدهد حتی شرکت 115 ساله نیز از ناپایداریهای بازار فناوری بینصیب نیست. طبق این گزارش، IBM در آن فصل 17.2 میلیارد دلار درآمد، 9.9 میلیارد دلار سود ناخالص و حاشیه سود نزدیک به 58 درصد ثبت کرد و سود خالص فصل برابر با 2.2 میلیارد دلار بود؛ با این حال این ارقام نتوانست انتظارات سرمایهگذاران را برآورده کند.
مدیریت شرکت، بهویژه مدیرعامل Arvind Krishna، پیش از انتشار رسمی گزارش با ارسال نامهای به سرمایهگذاران هشدار داد که نتایج از پیشبینیها بدتر خواهد بود و در عمل این پیشآگاهی منجر به سقوط بیسابقه 25 درصدی قیمت سهام IBM در یک روز شد. علاوه بر افت ناگهانی سهام، شرکت پیشبینی رشد سالانه خود را نیز کاهش داد که نشان میدهد این فصل ضعیف میتواند تا پایان سال مالی تأثیرگذار باشد.
عامل اصلی این ریزش، کاهش قابلتوجه فروش مِینفریمها بود؛ بخشی که برای IBM حکم گاو پولساز را دارد و فروش آن در این فصل تا 42 درصد کاهش یافته است. مِینفریمها سیستمهایی مأموریتحیاتی برای بانکها، سازمانها و شرکتهای بزرگ هستند و هزینه خرید آنها از صدها هزار تا میلیونها دلار متغیر است؛ ضمن اینکه قراردادهای نرمافزاری و نگهداری پس از فروش، درآمد چندبرابری برای شرکتها به همراه دارد. به گفته مدیر مالی IBM، Jim Kavanaugh، این شرکت برای هر 1 دلار سختافزار مِینفریم معمولاً حدود 3 دلار درآمد نرمافزاری کسب میکند؛ بنابراین کاهش فروش سختافزار تأثیر چشمگیری بر درآمدهای پایدار و حاشیه سود خواهد داشت.
Krishna و تیم مدیریتی در تماس با سرمایهگذاران این کاهش را موقتی توصیف کردند و اعلام کردند که «تعداد محدودی» از مشتریان که قرار بود در این فصل مِینفریم جدید خریداری کنند، خرید خود را به تعویق انداختند. دلیل این تأخیر به افزایش شدید قیمت تجهیزات دیتاسنتر و رایانههای شخصی بازمیگردد؛ افزایش هزینههای قطعات مانند حافظه که در نتیجه رونق ساخت دیتاسنترهای مرتبط با هوش مصنوعی رخ داده و شرکتهای تولیدکننده سختافزار مانند Dell و HP نیز از آن سخن گفتهاند. طبق اظهارات Krishna، مشتریان به دلیل افزایش هزینهها (گزارششده در بازه 15 تا 30 درصد) ترجیح دادهاند بودجههای خود را به خرید دیگر سختافزارها منتقل کنند.
مدیریت IBM امیدوار است که این مشتریان در ادامه سال خرید مِینفریم و قراردادهای نرمافزاری مرتبط را انجام دهند؛ حتی برخی از خریدها گفته شده که در همان فصل انجام شدهاند. با این وجود، تحلیلگران و ناظران بازار هشدار میدهند که تأخیرهای مقطعی میتواند نشاندهنده تغییراتی ساختاری در اولویتهای مشتریان سازمانی باشد—بهویژه در دورهای که توسعه سریع پروژههای هوش مصنوعی تقاضا برای برخی قطعات را افزایش داده و زنجیره تأمین را تحت فشار قرار داده است.
اهمیت این موضوع برای IBM فراتر از یک فصل ضعیف است؛ مِینفریم بخشی کلیدی از اکوسیستم درآمدی این شرکت است که نهتنها حاشیه سود بالاتری دارد بلکه با قراردادهای بلندمدت نرمافزاری و خدمات، جریان درآمد پایدار ایجاد میکند. کاهش در این بخش میتواند راهبردهای رشد و سرمایهگذاری در حوزههای مرتبط با هوش مصنوعی و دیتاسنتر را نیز تحتالشعاع قرار دهد.
در نهایت، با وجود عملکرد مالی نسبی قوی و جریان نقدی قابل توجه، پرسش این است که آیا این یک «لغزش موقتی» است یا نشانهای از تغییر الگوی خرید مشتریان سازمانی؟ تاریخچه تکنولوژی نشان داده که پیشبینی مرگ مِینفریمها بارها انجام شده، اما تا کنون این پلتفرمها دوام آوردهاند. برای سرمایهگذاران و بازارها اکنون مهم است که تحولات آتی IBM در مدیریت عرضه، قیمتگذاری و تبدیل تأخیرهای فعلی به قراردادهای آتی را رصد کنند تا تصویر روشنتری از چشمانداز بلندمدت این بخش بهدست آید.
