کارن هاو، نویسنده پرفروش کتاب «امپراتوری هوش مصنوعی»، مسیر تحولی OpenAI را از یک نهاد غیرانتفاعی که زمانی «موضوع تمسخر» بحساب میآمد تا تبدیلشدن به یک غول 90 میلیارد دلاری دنبالکننده هدف هوش مصنوعی عمومی (AGI) زیر ذرهبین قرار داده است. هاو که نخستین بار در سال 2020 درباره این شرکت گزارش تهیه کرد، میگوید شعار اولیه «ساخت هوش مصنوعی برای منافع بشریت» بهسرعت جای خود را به منطق رایج سیلیکونولی داد: «سریع حرکت کن، خراب کن و اندازهگیری موفقیت بر اساس مقیاس». این جهش سریع تجاریسازی و متمرکز شدن قدرت پیامدهای مهم اقتصادی، سیاسی و زیستمحیطی بهجا گذاشته است.
در گفتوگویی که کارن هاو در پادکست Equity از تککرانچ داشت، او جهتگیری کنونی رونق هوش مصنوعی را واکاوی کرده و تأکید میکند که مدلهای فعلی رشدِ مبتنی بر انباشت منابع و استثمار نیروی کار، شباهت قابلتوجهی به شیوههای امپراتوریهای تاریخی دارد. از جمله نکات برجسته تحلیل او:
– انباشت منابع محاسباتی و تراشهها: رقابت برای دسترسی به GPUها و زیرساختهای ابری باعث شده بازیگران بزرگ بازار کنترل بخش عمدهای از توان محاسباتی را در اختیار گیرند؛ عاملی که مانع رقابت و نوآوری مستقل میشود.
– استثمار نیروی کار انسانی: مراحل حیاتی توسعه مدلهای بزرگ—مانند برچسبزنی داده، پالایش خروجیها و مدیریت محتوای تولیدشده—بر دوش کارگران قراردادی و کمحقوق افتاده که غالباً شرایط کاری شفافی ندارند.
– اثرات زیستمحیطی: آموزش و استقرار مدلهای بزرگ مصرف شدید انرژی و تولید ردپای کربنی قابلتوجهی دارد. هاو هشدار میدهد که هزینههای زیستمحیطی این مسیر نادیده گرفته شده یا به حاشیه رانده میشود.
– تمرکز قدرت سیاسی و اقتصادی: ذخیرهسازی داده، دسترسی به زیرساخت و سرمایهگذاری عظیم، ظرفیت شرکتها را برای نفوذگذاری در سیاستگذاری و بازارها تقویت میکند.
هاو برای سرمایهگذاران و بنیانگذاران این پیام را دارد که مسیر فعلی هوش مصنوعی با ریسکهای حقیقی همراه است و در عین حال فضای قابلتوجهی برای شکلدهی مدلهای جایگزین و پایدارتر وجود دارد. گزینههای پیشنهادی او شامل افزایش شفافیت در زنجیره تأمین محاسباتی، توجه جدی به حقوق نیروی کار، ارزیابی دقیق اثرات زیستمحیطی و توسعه چارچوبهای نظارتی است که بتوانند هم نوآوری را تشویق و هم از سوءاستفاده جلوگیری کنند.
تحلیل کارن هاو یادآور این نکته است که فناوریهایی با توان تغییر بنیادین در ساختار اقتصادی و اجتماعی، اگر بدون سیاستگذاری و مسئولیتپذیری توسعه یابند، میتوانند تبعات جبرانناپذیری داشته باشند. برای خوانندگان و تصمیمگیرندگان حوزه هوش مصنوعی، اکنون زمان بازنگری در مدلهای رشد، سرمایهگذاری مسئولانه و حرکت به سمت راهحلهایی است که پایداری، عدالت و شفافیت را در اولویت قرار دهند.
