نِیل رایمر، شریک‌مؤسس Index Ventures، در پایان ماه مه در مصاحبه‌ای درباره انباشت ثروت پیرامون هوش مصنوعی جمله‌ای گفت که بازتاب آن هنوز در ذهن مخاطبان می‌ماند: «احساس قوی دارم که نوعی بازتوزیع اتفاق خواهد افتاد. یا داوطلبانه خواهد بود یا اجباری؛ امیدوارم داوطلبانه باشد.» این اظهارنظر از سوی یکی از بنیان‌گذاران یکی از موفق‌ترین شرکت‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر سه دهه اخیر معنای خاصی پیدا می‌کند و بحث گسترده‌ای درباره مسیر آینده ثروت ناشی از فناوری و نقش خودِ صاحبان ثروت در آن برانگیخته است.

پیش‌زمینه: چرا این بحث مطرح است؟
Index Ventures در سال‌های اخیر بازدهی قابل‌توجهی داشته و از زمان تأسیس حدود ۱۵ میلیارد دلار سرمایه بیرونی جذب کرده است. خروجی‌های موفق اخیر این صندوق، مانند عرضه اولیه عمومی Figma و فروش Wiz به گوگل، بخش بزرگی از این بازگشت سرمایه را رقم زده‌اند. در عین حال، موج تازه‌ای از ثروت در صنعت هوش مصنوعی در حال شکل‌گیری است: فوربس در تازه‌ترین فهرست خود شمار تازه‌واردان میلیارد دلاری حوزه هوش مصنوعی را افزایش داده و مجموع ثروت آن‌ها را تریلیون‌ها دلار برآورد کرده است؛ آماری که حتی پیش از عرضه اولیه Anthropic یا OpenAI ذکر شده است.

روند سخاوتمندی در پسِ موج ثروتِ جدید
با وجود چند نمونه بزرگ از اهدای خیریه—از جمله کمک‌های رایمر به دانشگاه مک‌گیل و فعالیت او در هیئت‌مدیره سازمان‌های مدنی—نشانه‌های کلی نشان می‌دهد که سخاوتمندی وسیعِ داوطلبانه در میان ثروتمندان فناوری رو به کاهش است. تعهد «Giving Pledge» که از سوی وارن بافت و بیل گیتس در ۲۰۱۰ برای تشویق میلیاردرها به اختصاص نیمی از دارایی‌شان راه‌اندازی شد، در سال‌های اخیر جذابیت اولیه را از دست داده؛ طبق گزارش نیویورک‌تایمز، شمار امضاها در سال‌های اخیر کاهش چشمگیری داشته است.

هم‌زمان، آمار کل اهدای خیریه در آمریکا در ۲۰۲۴ رکورد زده—اما تعداد خانوارهای اهداکننده کاهش یافته است. گزارش‌ها نشان می‌دهد حتی در طبقات مرفه نیز نرخ اهداء پایین آمده است. در بسیاری از شرکت‌های نوپای مبتنی بر هوش مصنوعی، کارکنان ترجیح می‌دهند به سرمایه‌گذاری فرشته‌ای یا تأسیس استارت‌آپ خود بپردازند تا تعهد بلندمدت خیریه را در دستور کار قرار دهند.

فشار سیاسی و گزینه‌های قانونی برای «بازتوزیع»
نبودِ اهدای داوطلبانه می‌تواند به واکنش‌های قانونی منجر شود. مردم کالیفرنیا امسال درباره پیشنهادی برای دریافت مالیات یک‌بارۀ ۵٪ از ثروت میلیاردرهای ساکن ایالت تصمیم‌گیری خواهند کرد؛ طرحی که محاسبه ثروت را براساس دارایی‌های جهانی در پایان آن سال تقویمی انجام می‌دهد و همین امر باعث شده برخی از ثروتمندان، از جمله چند مؤسس فناوری، اقامت خود را تغییر دهند. از سوی دیگر، گزینه‌هایی مانند واگذاری درصدی سهام شرکت‌های بزرگ به دولت نیز مطرح شده‌اند—ایده‌ای که به‌ویژه درباره شرکت‌های هوش مصنوعی نظیر OpenAI مورد بحث بوده است. منتقدان چنین پیشنهادهایی را تلاش برای «خرید مشروعیت سیاسی» می‌دانند و بسیاری از فعالان در سیلیکون‌ولی همواره تمایلی به نقش پررنگ دولت در ساختار مالکیتی شرکت‌ها نداشته‌اند.

ابعاد نظامی و تاریخی بازتوزیع ثروت
تمرکز ثروت در بالاترین سطح‌ها در ایالات متحده معنادار است: سهم یک درصد ثروتمندترین خانوارها در سال‌های اخیر به رکوردی نزدیک به سطوح اوایل قرن بیستم رسیده است. مقایسه‌های تاریخی نشان می‌دهد که در مقاطع مشابهِ غلظت ثروت، دو مسیر سنتی وجود داشته است: مسیر اول، متمم کارنگی و سنتِ خیرخواهانه خودخواسته که از اواخر قرن نوزدهم شکل گرفت و مسیر دوم، فشار سیاسی برای تصویب مالیات‌ها و سیاست‌های بازتوزیعی که نمونه آن در دهه ۱۹۳۰ و سیاست‌های مالیاتی دوران رُزولت دیده می‌شود. این دو دوره تاریخی به ما می‌آموزد که وقتی جنبش‌های داوطلبانه نتوانند مانع انباشت شدید ثروت شوند، سیاست‌گذاران معمولاً وارد میدان شده و راه‌حل‌های قهری اتخاذ می‌کنند.

دیدگاه رایمر و پرسش اخلاقی تکنولوژی
برای رایمر آن‌چه اهمیت دارد «مرکز اخلاقی شرکت‌های فناوری» است. او تجربه دانشجویی در استنفورد و تأثیر محصولات اولیه اپل را دلیلِ شکل‌گیری بخشی از این حس می‌داند؛ با این حال اکنون نگران است که نسل جدید نسبت به برخی شرکت‌ها همانند گذشته احساس غرور نکند و نگاه انتقادی‌تری داشته باشد. او به‌عنوان سرمایه‌گذاری که از رونق کنونی سود برده، ترجیح می‌دهد همکارانش به‌صورت داوطلبانه بخشی از ثروت‌شان را بازگردانند تا این‌که قوانین و مالیات‌ها این بازتوزیع را تحمیل کنند.

نتیجه‌گیری تحلیلی
بحث درباره «بازتوزیع ثروتِ ناشی از هوش مصنوعی» ترکیبی است از مولفه‌های اخلاقی، اقتصادی و سیاسی. تجربه تاریخی نشان می‌دهد دو مسیر «داوطلبانه» و «قهری» هر دو امکان‌پذیرند و انتخاب هر کدام پیامدهای بلندمدتی برای اعتماد عمومی به صنعت فناوری، ساختار مالکیتی شرکت‌ها و سیاست‌های عمومی خواهد داشت. پرسش کلیدی این است که صاحبان ثروت جدید—و به‌خصوص بازیگران حوزه هوش مصنوعی—کدام راه را انتخاب خواهند کرد و آیا پیش‌دستی اخلاقی می‌تواند از سیاست‌هایی که بازتوزیع را به‌زور تحمیل می‌کنند، جلوگیری کند؟

تولید تصویر با هوش مصنوعی

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا